ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

234

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

و قد مسنى ضر و ذل كابة * و ارق عينى يا ابن عمى تفكرى و همت لما لاقيت بعد مصابه * فامرى عظيم منكر جد منكر ساشكو الذى لاقيته بعد فقده * اليك شكاة المستقيم المقتر و ارجو لما قد مر بى مذ فقدته * فانت لبثى خير رب مغير الى طاهر لا طهر اللّه طاهرا * فما طاهر فيما اتى بمطهر فاخرجنى مشكوفة الوجه حاسرا * و انهب اموالى و اخرب أدوري يعز على هارون ما قد لقيته * و ما مربى من ناقص الخلق اعور فان كان ما ابدى بامر امرته * صبرت لأمر من قدير مقدر تذكر امير المؤمنين قرابتى * فديتك من ذى حرمة متذكر يعنى : نامه يا پيغام من ببهترين امام كه از بهترين عنصر و نژاد است ، برترين كسى كه بر منبر قرار مىگيرد : او وارث علم پيشينيان و پيوستگان اول و آخر و او پادشاه مامون است اين نامه از ام جعفر ( زبيده مادر امين مقتول ) فرستاده مىشود . من در حالى اين نامه را مىنويسم كه اشك چشم من روان است . اى پسر عم من ( مامون فرزند هارون الرشيد كه هارون پسر عم زبيده است ) . اين اشك از پلك ديده روان است . زيان و آسيب به من رسيده . خوارى و اندوه هم . تفكر و حزن من مانع خواب من است . من پس از مصيبت او ( امين ) سرگردان و بيابان گرد شدم ، كارم دشوار و مصيبت من بزرگ و موجب تعجب و انكار است . من هر چه بر سرم آمده پيش تو شكايت مىكنم مانند يك شاكى خوار و حقير . من براى جبران گذشته به تو اميدوارم كه تو براى حزن و شكايت من بهترين تغيير دهنده وضع من هستى .